محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

32

مجربات اكبرى ( فارسى )

آن‌قدر بمالند كه مثل آب دهن شود و يك دام ، قند سياه و يك دام ، شورهء قلمى « 1 » در وى آميزند و به هم حل كنند و اگر حاجت آيد چند قطره آب نيز اندازند پس اين جمله را چهار حصه كنند و بگيرند چهار عدد ، پاچك دشتى و هر واحد را از ميان كاواك سازند به قدر مناسب و آن چهار حصه دواء را در اين چهار عدد ، پاچك بدارند و بر هر پاچك ، پاچكى ديگر صاف كرده بر نهند همچو سرپوش پس به قدر يك دست عمقاً و دوراً چقر كنند و در آن چقر پاچك دشتى هر قدر كه درآيد پر كنند و در وسط اين پاچك ها آن چهار عدد ، پاچك را كه دواء در اوست بدارند و آتش دهند تا چهار پاس و چون سرد شود بيرون آرند و يك دام ، قند و شوره ديگرها اين ابرك ضم ساخته به طريق مذكور آتش دهند همچنان سه چهار بار آتش دهند و هر بار قند و شوره به تجديد آميزند بعده ابرك كه سپيد شده باشند بگيرند و به كار برند و خوراك دو سرخ ، براى هر مرض در هر چه مناسب اوست بدهند . فايده طريق كجلى كردن سيماب و گندهك : هر دو را در ظرف آهنى تا سه روز كهرل كنند فقط بى امتزاج چيزى ديگر . فايده تركيب نوره : كه موى را بتراشد : چونه آب نارسيده چهار دام ، هرتال ساده يك دام ، هر يك جدا بسايند همچو سرمه پس در ظرفى چونه را اندازند و آب بر

--> ( 1 ) - شورهء قلمى : شوره . كهار . سورما . شوره : به عربى اسم اسد است و نيز اسم درختى است كه در اقاصى بحر حجاز بهم مىرسد ، شبيه به غار ، و ثمر آن سبز رنگ ، شبيه به بلادر و صمغ آن نافع است ، جهت باه و از اسرار است . ( فرهنگ مير )